محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
431
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بلبل شكسته بال طبعش ، در گلستان حيرت هر ساعت بر شاخى ميسرود ، و مرغ بستهء جناح فكرش در بوستان حسرت هر زمان بر آهنگى ترنم مينمود ، گاهى بنا بر اين كه با موكب ظفر قرين تاب مقابله و طاقت مقاتله نداشت تقريبات ساخته و طرح بناى صلح انداخته اظهار دوستى و خصوصيت ميكرد و گاهى باقتضاى طبيعت عناد انگيز ، داعيهء جنگ و ستيز پيش گرفته مكنون نهاد لازم الفساد « 1 » ، بظهور مىآورد تا آنكه درين اوقات خجسته ساعات كه رايات خورشيد امارات بعزيمت مشهد مقدس ارتفاع يافت ، ايلچى ديگر به جهت تشخيص مهمّ صلح و جنگ ، بپايهء سرير پادشاه جمشيد اورنگ ارسال داشت و ايلچى در وقتى كه مواكب كواكب مراتب پرتو بر ساحت ولايت جاجرم افكنده بود ، رسيد و نامهاى كه متضمن مضامين مذكوره و پيغامى كه مشتمل بر مقدمات مسطوره بود رسانيد و پس از اطلاع بر ما حصل نامه و پيغام ، جوابى تخويف الزام لازم التزام منشيان عطارد مقام برجيس كلام در سلك تحرير كشيده مبلغ و مرسل گرديد . ذكر جواب نامهء عبد المؤمن سلطان كه از ولايت جاجرم بقصبهء جام فرستاده شد « نامهء شريف عاليجناب ، سلطنت و شوكت و جلالت دستگاه ، نقاوهء دودمان سلاطين ، خلاصهء خاندان خواقين ، معز السلطنة و الشوكة و الجلالة و العز و الامتنان عبد المؤمن سلطان ، كه بعضى از آن مشعر بر صلح و صلاح و برخى مبنى بر جنگ و جدال بود ، در اسعد زمان رسيد و بمطالعهء آن مسرور گرديد . آنچه در باب نزول اجلال و توقف رايات عظمت و اقبال نوّاب همايون ما در چمن بسطام و تشريف شريف ايشان در ولايت نيشابور اشاره فرموده بودند معلوم شد . پوشيده نماند كه اردوى كيهان پوى ما در ييلاق على بلاغى نزول داشت و متوجه مهمّات مازندران و آنحدود
--> ( 1 ) - م : لازم العناد .